وبلاگ شخصی همایون سلحشور فرد

این وبلاگ تجمیع وبلاگ های جداگانه قبلی ام است

وبلاگ شخصی همایون سلحشور فرد

این وبلاگ تجمیع وبلاگ های جداگانه قبلی ام است

من فرمانده نیستم که دستور بدهم!

يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۳ ب.ظ

فرهنگ بسیجی 51

مدیریت اسلامی 17

حمید در دفتر بسیج نشسته بود که پیرمردی در زد.

- بفرمائید!

- سلام حمید آقا !

- سلام عمو ! خسته نباشید! چه عجب از این طرف ها ؟!

- برای گرفتن گلوله آمده ام؛ گلوله هایم تمام شده بود، آمدم گلوله بگیرم.

- عمو شما چرا آمدید؟ می گفتید برایتان می آوردیم.

- نه حمید آقا، شما فرمانده بسیج هستید؛ این وظیفهٔ ماست که به حضورتان برسیم.

- عمو ! از این حرفها نزن!؛ من فرمانده نیستم که دستور بدهم، فرمانده هستم که تمام کارها را خودم انجام دهم؛ ما کوچک همهٔ شما هستیم.

پیرمرد به اصرار برای ناهار میهمان بسیج شد و دید که حمید چگونه از غذای گرم آن روز کمتر استفاده کرد و بیشتر کناره های نان را خورد.

کتاب «گمشدگان مجنون»/صفحه38 /به نقل از برادر مصطفوی


لینک در کانال تلگرامی «فرهنگ بسیجی»

  • همایون سلحشور فرد

حمید باکری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی