وبلاگ شخصی همایون سلحشور فرد

این وبلاگ تجمیع وبلاگ های جداگانه قبلی ام است

وبلاگ شخصی همایون سلحشور فرد

این وبلاگ تجمیع وبلاگ های جداگانه قبلی ام است

بایگانی

سال 95 در چنین روزی، دهم اسفند ماه مراسمی با عنوان «نشست اخلاقی با محوریت اخلاق کارمندی» برگزار شد. 

چندی پس از آن مسائلی پیش آمد که بر آن شدم نامه ای به سخنران آن مراسم بنویسم و در مسجدی که امامت جماعت آن را به عهده داشت (مسجد حضرت امیر علیه السّلام) به وی تقدیم کنم:

  • همایون سلحشور فرد

216

اینکه می‌فرماید شیعیان ما اولوا الالباب هستند؛ یعنی ای شیعه! بکوش «اولوا الالباب» باش!

اینکه فرمودند «أَلعُلَمَاءُ بَاقُونَ» درست است که جمله خبریه است و «العلماء» می‌شود مبتدا، «بَاقُونَ» می‌شود خبر؛ ولی حضرت در صدد این است که بگوید «نمیر! نپوس!»؛ این جمله، جمله خبریه‌ای است که به داعی انشا القا شده.

حیف آدم است که بپوسد؛ فرمود: کاری بکن که باقی باشی.

راه باقی بودن این است که «ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ» (1) یک چیز «عنداللهی» تهیه کنید، اگر کسی چیز «عند اللهی» تهیه کرد، واقعاً باقی است.

  • همایون سلحشور فرد

کتابدار، رییس هلال احمر تهران

آقای کتابدار، رییس جمعیت هلال احمر استان تهران در شب آخر مانور این جمعیت در روستای کیگا از همه دعوت می کند که برنامه را بی رحمانه و منصفانه نقد کنند.

یادم افتاد رییسی دیگر روزی در نشست به اصطلاح صمیمانه آخر سال تهدید کرد که هرکس در تلگرام درباره مسؤولان چنین و چنان گوید، به بی رحمانه ترین شکل ممکن با او برخورد می کنیم.

تهدید وی چندی پس از آن بود که برنامه ای را به محترمانه ترین شکل ممکن مورد نقادی قرار دادم و در تلگرام منتشر کردم (*)

و پس از آن عواملش به من گفته بودند «اصلا تو چه حقی داری کانال و سایت داشته باشی و اظهار نظر کنی؟!»

خلاصه اینکه آن شب من فهمیدم که عبارت بی رحمانه همیشه هم بار منفی ندارد بلکه بستگی دارد که صاحب منصبی آن را در استقبال از نقادی به کار ببرد یا صاحب منصبی دیگر آن را برای تهدید علیه منتقد به کار برد.

البته آن صاحب منصب سال بعدش که من در آن نشست آخر سال شرکت نکردم با لبخند ملیحی از حضار خواسته بود که نقدش کنند اما هیچ نقدی مطرح نشد.

خدا را شکر که مرا با پرونده سازی طرد کردند تا دیگر کسی هوس انتقاد به سرش نزند. 

پی نوشت:

*- اهمّیت انعطاف پذیری در قانون

  • همایون سلحشور فرد

215

بر اساس آن بحث هایی که قبلاً گذشت، ما علم غیر دینی نداریم؛ زیرا علم، معرفت جهان است، این یک؛ جهان هم فعل خداست، دو.

چطور بررسی فعل امام می‌شود دینی، بررسی فعل خدا دینی نیست؟

اگر پژوهشگر و محقّقی در حوزه وقت خود را صَرف کرده که ببیند وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) چه کارهایی را کرده ـ سعی او مشکور ـ بحث او بحث دینی است یا نه؟ یقیناً دینی است.

این بحث کرده ببیند امام صادق(سلام الله علیه) چه کارهایی کرده، حالا استادی در دانشگاه عمر خود را صَرف کرده ببیند خدا در عالم چه کار کرده، این فرض ندارد دینی نباشد، ما علم غیر دینی نداریم.

  • همایون سلحشور فرد

214

مطلب دیگر هم حرف هایی است که جناب ابوریحان بیرونی در «تحقیق ماللهند» دارد در مدتی که ایشان در هند زندگی می‌کردند.

ابوریحان بیرونی می‌گوید ما از علمای هند یک گِله داریم و آن این است که در خاورمیانه، بعد از جریان نوح، خلأیی احساس می‌شد، یک حادثه تلخی بود که به هر حال، خاورمیانه را الحاد و شرک فرا گرفته بود.

وجود مبارک ابراهیم (سلام الله علیه) قیام کرد، با مسأله وثنیّت و صنمیّت و صابئین بودن و مانند آن احتجاج کرد، اثر نکرد؛ «هَذَا رَبِّی»، «هَذَا رَبِّی»(1) را به نحو جدال احسن فرمود، اثر نکرد، با آزر (2) و آزری ها درافتاد اثر نکرد.

سرانجام ضرورت اقتضا کرد که دست به تَبر کرد و «فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاّ کَبیراً»(3) آنها مراسم آتش سوزی و ابراهیم سوزی راه انداختند و گفتند «حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ»(4) که وجود مبارک ابراهیم این را هم تحمّل کرد و بر امواجی از آتش رفت و ندای «یَا نارُ کُونی بَرْداً وَ سَلاماً»(5) به اهمیت مکتب ابراهیم (سلام الله علیه) گواهی داد.

آن روز گرچه مثل امروز رسانه‌های گروهی و فردی و شخصی آسان نبود، اما خبر آن قدر مهم بود که در مدت کوتاهی کلّ خاور میانه را گرفت، کلّ خاورمیانه فهمیدند جریان ابراهیم خلیل برای چیست؛ با استدلال اثر نکرد با تبر اثر نکرد، آن معجزه اثر کرد.

  • همایون سلحشور فرد

213
بدون وقت قبلی جایی نروید! 

در آیه 53 سوره مبارکه «احزاب» آنجا ملاحظه فرمودید «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلى طَعامٍ غَیْرَ ناظِرینَ إِناهُ»

فرمود شما هر وقتی بخواهید خدمت حضرت بروید، باید وقت قبلی بگیرید، این ‌طور نیست که سرزده به سراغ حضرت بروید.

اصلاً ادب دینی این نیست که انسان بدون وقت قبلی به سراغ کسی برود، اگر بدون وقت قبلی به سراغ کسی رفت و صاحب‌خانه عذر داشت، وقت ملاقات نداشت و کار داشت و گفت ببخشید الآن فرصت ندارم، این نباید به او بر بخورد؛ «وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکی لَکُمْ» (1)

فرمود اینکه ما می‌گوییم «یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ» (2) و «یُزَکِّیکُمْ»، «تزکیه» تنها تقوای فردی نیست؛ ما اگر وقت قبلی نداشتیم، قرار قبلی نداشتیم و به سراغ کسی رفتیم، او فرصت نداشت که ما را بپذیرد و گفت ببخشید! الآن وقت ندارم، ما نباید گِله کنیم.

  • همایون سلحشور فرد

فرهنگ بسیجی/ 63
فرصت شناسی / 2

هرگز وقت را بیهوده تلف نکنید!

شهید حاج حسین خرازی همیشه بچه ها را دعوت به #مطالعه احکام می کرد و می گفت:"هرگز وقت را بیهوده تلف نکنید!"

او خود، اوقات فراغتش را پیوسته به #مطالعه می گذراند.

کتاب «سیمای سرداران شهید اسلام»/جلد ۱- حاج حسین خرازی، فرمانده لشگر امام حسین (علیه السلام)/صفحه ۷۲

  • همایون سلحشور فرد

سلامت و سبک زندگی/13

سهل انگاری با نقاب مقدّسات/3

در ایامی که به مقتضای شرائط خاص پیاده روی اربعین، توصیه های بهداشتی را در شبکه های اجتماعی ارسال می کردم، یکی از دوستان در واکنش به این توصیه ها اعتقاد داشت «نذری امام حسین (علیه السلام) همه اش شفاست!»:

و می گفت : «امام حسین (علیه السّلام) خودش حواسش به دستگاهش هست»

  • همایون سلحشور فرد

آیه یازده سوره «مجادله» این است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا»

چون در مجلس پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)  اول که جا باز بود، بعد که جمعیت زیاد شدند و عده‌ای می‌خواستند از محضر حضرت استفاده کنند بعضی ها که چهار زانو و مربع می‌نشستند، به آنها می‌گفتند که جمع‌تر بنشینید تا برای تازه وارد جا بشود؛ بعد که جمعیت زیادتر شدند، آیه نازل شد که شما که مدتی نشستید استفاده کردید، بلند شوید و بروید، بگذارید افراد تازه وارد بیایند ﴿إِذا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا﴾.

اگر گفتند شما چهار زانو ننشینید، جا بدهید، تنگ‌تر بنشینید، جمع‌تر بنشینید، این کار را بکنید ...

  • همایون سلحشور فرد

فرمود «یَرْفَعِ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» ... رفعت مؤمن غیر عالم «بالدرجة» است و رفعت مؤمنِ عالم «بالدرجات» است ... اینها چندین درجه دارند، او یک درجه دارد.

این درست است که «لایستوی» ﴿هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ﴾؛ اما طرف دیگر قضیه این است که عالم و غیر عالم مساوی نیستند، تحمّل عالم باید بیشتر باشد، مسؤولیت عالم باید بیشتر باشد، صبر عالم باید بیشتر باشد، حوصله عالم باید بیشتر باشد ...

عالم و غیر عالم مساوی نیستند، چه در بُعد اثبات، چه در بُعد سلب.

عالم و غیر عالم مساوی نیستند؛ یعنی درجات عالم زیاد است؛ عالم و غیر عالم مساوی نیستند، مسؤولیت عالم ‌ بیشتر است.

  • همایون سلحشور فرد