وبلاگ شخصی همایون سلحشور فرد

این وبلاگ تجمیع وبلاگ های جداگانه قبلی ام است

وبلاگ شخصی همایون سلحشور فرد

این وبلاگ تجمیع وبلاگ های جداگانه قبلی ام است

بایگانی

نقدی بر شعار جدید شهرداری تهران

همایون سلحشور فرد، کارشناس ارشد آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت

شهرداری تهران در هر دوره ای شعار خاصی را مطرح و تبلیغ می کند؛ در این دوره شعار «» مطرح شده و شهردار تهران نیز تأکید کرده است که «تهران را کلان‌شهر الگوی جهان اسلام می‌دانیم که برای رسیدن به آن باید این تهران کنونی پوست‌اندازی کند. هم در هویت کالبدی و معماری و هم در بحث معنوی برای نشان‌دادن یک سبک زندگی ایرانی اسلامی به این تغییر نیاز دارد» (1). شهردار تهران همچنین در این زمینه معتقد است «این شعار ما نیست یک چشم انداز است.» (2)

رئیس سازمان زیباسازی شهر تهران سه رویکرد «هویت‌بخشی شهری»، «مردمی‌سازی» و «هوشمندسازی» را در جهت حرکت به سمت چشم انداز تهران، کلانشهر الگوی جهان اسلام عنوان کرد (3).

سیدمحسن طباطبایی‌مزدآبادی، دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران نیز تصریح می کند « پر واضح است که در اسلام صرفه جویی و اسراف جزء اصلی توصیه‌های دینی به بزرگان و اسلام مداران است بنابراین باید دید که شهر تهران چه میزان با آموزه‌های جهان اسلام فاصله دارد و چه طرح‌هایی می‌تواند این فاصله را کاهش دهد، از این رو ابتدا باید هزینه‌های تحمیل شده به شهر کاهش یابد و سپس سراغ تأمین هزینه‌های شهر از طریق درآمدهای پایدار باشد و از مشارکت مردم در اداره شهر غفلت نشود» (4).

اما علی رغم طرح این مباحث، در حال حاضر آنچه که در ظاهر مشاهده می شود، تداوم برخی وضعیت ها و فعالیت های مغایر با این چشم انداز است.

  • همایون سلحشور فرد

250

 

در بحبوحه خلافت حضرت، کسی آمده که تاجر آبرومندی بود و در اثر رخدادهای ناگوار، وضع مالی او به هم خورد، آمد خدمت حضرت و درخواستی کرد.

 

حضرت به مأمور امور مالی خود فرمود هزار واحد به او بده.

 

آن ها می دانستند که حضرت امیر اهل گذشت بیجا نیست، حسابدار به حضرت عرض کرد که هزار مثقال طلا یا هزار مثقال نقره؟

 

فرمود ببین مشکل او با چه چیزی حل می شود؛ کلاهما عندی حجران، فرمود طلا و نقره نزد علی، سنگ است (1) ... اگر کسی این درک را داشته باشد، آبروی او محفوظ است، دیگر اینچنین نیست که عمری را به بی آبرویی بگذراند.

 

این می شود شرح صدر؛ یعنی مصدر امور دارد؛ به جای «أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»، «أَمَّارَةٌ بِالحُسن» دارند، این طور نیست که فقط «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» (2) باشد، آن مردان الهی هم «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالحُسن».

  • همایون سلحشور فرد

نقدی بر برخی ایرادات بنی اسراییلی نسبت به سرود "سلام فرمانده"

روح‌الله نبی (علیه‌السلام) اعلام کرد مَنْ أَنْصَارِی إِلَى اللَّهِ؟ چه کسی حاضر است دین خدا را یاری کند؟ حواریون گفتند نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ؛ ما حاضریم (1).

حواریون فقط ۱۲ نفر بودند.

اما روح‌الله خمینی (ره) وقتی اعلام کرد چه کسی حاضر است دین خدا را یاریی کند، تا حالا ۳۰۰ هزار نفر فقط در کشور ایران و منطقه در عمل نشان دادند که حاضرند در راه یاری دین خدا جان بدهند.

حالا این روزها یک مداحِ فرزند روح‌الله خمینی در قالب یک سرود ساده جار زد که چه کسی حاضر است امام زمان (عج) را یاری کند؟ سید علی دهه نودی‌هایش را فراخوانده است که به یاری حضرت بشتابند.

هزاران نفر  در هر استان فقط از نوجوانان با جان و دل جمع شدند و با ذوق و شوق خبردار ایستادند و اعلام کردند که ما حاضریم.

آیا شک دارید همه پیامبران الهی (علیهم السلام) حسرت یک چنین تجمعاتی از مؤمنین را داشتند؟!

فقط ۱۲ نفر جمع شدند و به روح‌الله نبی گفتند ما حاضریم دین خدا را یاری کنیم.

نمی‌دانم دیگر چرا برخی افراد متدیّن از تجمعات همخوانی سرود "سلام فرمانده" دردشان آمده است؟!

  • همایون سلحشور فرد

همایون سلحشور فرد، دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت

چندی قبل در یک مسجدی یکی از علماء روحانی روایتی را برای نمازگزاران شرح می داد.

روایت از این قرار است که «روزی ابلیس در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود ... پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نزدیک او رفت و فرمود: ای ملعون! تو را چه شده است که این چنین ضعیف و رنجوری؟ گفت: یا رسول‌الله! از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم و صبر و طاقتم تمام شده است ... هفت خصلت نیکو در امت تو وجود دارد که من هر چه تلاش می‌کنم، این خصلت‌ها را از آن ها بگیرم، نمی‌توانم! ... آن خصلت‌ها عبارت‌اند از اینکه هر گاه به هم می‌رسند سلام می‌کنند، وقتی همدیگر را ملاقات می‌کنند با یکدیگر دست می‌دهند ...» (1)

وقتی نقل روایت به اینجا رسید آن عالم روحانی به خاطر شرائط کرونایی و توصیه هایی که مطرح است ملاحظه ای کرد و گفت: «البته تخصصاً می گویند دست ندهید»

اما علی رغم یادداشت های قبلی در این خصوص باز هم در اینجا لازم است نکاتی را ذکر کنم:

  • همایون سلحشور فرد

248

کسی که در برابر حق تسلیم نیست، حق را نمی‌پذیرد، انکار می‌کند، آن فطرت را چون غبارآلود کرده، «کَلَّا بَلْ رانَ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ» (1)؛ «رین» یعنی چرک، چرکین کرده، پیدا نیست؛ کسی این فطرت را دفن کرده و بر بالای قبر فطرت، ویلا ساخته.

و فرمود: «وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا» (2) ... دسیسه یعنی انسان چیزهایی را کنار ببرد، امری را در وسط دفن کند، بعد این خاک‌ها را روی آن بریزد، این را می.گویند دسیسه ...

برخی‌ها دسیسه می‌کنند، بلکه تدسیس می‌کنند ... این فطرت شفاف و نورانی که ما دادیم، اغراض، غرایز، شهوت‌ها و غضب‌ها را کنار می‌زند، این را در آن درون دفن می‌کند، بعد خس و خاشاکِ اغراض و غرایز و اوهام و خیالات و شهوت‌ها و غضب را روی آن می‌گذارد، بالای آن ویلا می سازد و می‌نشیند.

  • همایون سلحشور فرد

همایون سلحشور فرد، دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت

 

روزی در آذر ماه سال 98 بود که کمیته اضطرار آلودگی هوا خبر از تعطیلی مدارس و دانشگاه ها داد. اما با این حال پشت سر هم خبرهای ضد و نقیض فراوانی در رسانه ملی و خبرگزاری ها منتشر می شد.

 

زیرنویس شبکه خبر سیما از قول استاندار تهران یک بار نوشت «دانشگاه های استان تهران فردا باز است» و ساعاتی بعد دوباره از قول همان استاندار این خبر درج شد که «دانشگاه های استان تهران برای روز شنبه و یکشنبه تعطیل است».

 

با اعلام خبر تعطیلی دانشگاه ها باید کارمندان دانشگاه از بلاتکلیفی در می آمدند و آخر شب با خیال راحت می خوابیدند اما بحثی در گرفت که برخی منابع اعلام می کردند فقط بخش آموزشی دانشگاه تعطیل است و بخش اداری به فعالیت خود ادامه می دهد و برخی منابع نیز اعلام می کردند وقتی به طور مطلق اعلام می کنند دانشگاه ها تعطیل است دیگر معنی ندارد که بخش اداری و آموزشی را جدا کنیم.

 

خلاصه به هر ترتیب با جمع بندی اخبار و اطلاعیه ها به این نتیجه رسیدیم که دانشگاه ها به طور کلی تعطیل است مگر اینکه روابط عمومی یک دانشگاه رسماً اعلام کند که بخش اداری تعطیل نیست، لذا کارکنانی که روابط عمومی دانشگاه محل خدمتشان اطلاعیه ای را در این خصوص منتشر نکردند، خیالشان بابت تعطیلی راحت شد و به سر کار نرفتند، اما نکته جالب توجه اینکه برخی دانشگاه هایی که کارکنانشان پیرو اعلام رسمی استاندار تهران در رسانه ملی مبنی بر تعطیلی دانشگاه ها - بدون تفکیک بخش اداری و آموزشی- به دلیل آلودگی هوا سر کار نرفتند، از کارکنانشان خواستند که همگی آن روز را مرخصی استحقاقی رد کنند!  

 

ما آن روز از این پدیده به عنوان بحران تصمیم گیری و فاجعه مدیریت یاد کردیم که تا ساعات انتهایی شب هنوز کارمندان دانشگاه ها بلاتکلیف بودند که فردا باید به سر کار بروند و یا اینکه تعطیل هستند.

 

متأسفانه این بحران تصمیم گیری و مدیریتی از ابتدای همه گیری بیماری کرونا تا کنون در هر دو دولتی که سر کار بودند و هستند همچنان در جریان بوده و هست.

  • همایون سلحشور فرد

247

 

ما نباید همیشه بگوییم «دیو چو بیرون رود فرشته درآید» (1)؛ البته این برای برخی از مجاهدان است، آن مجاهد نستوه می‌گوید من فرشته‌ای هستم که می‌آیم و دیو را بیرون می‌کنم؛ این دو طریق است، دو فکر است، دو نحوه جهاد است    . 

ما حتماً باید منتظر باشیم و بگوییم «دیو چو بیرون رود فرشته درآید» یا آن فرشته به قدری قوی است که می‌آید و دیو را هم بیرون می کند؟

یک وقت است انسان به حضرت موسای کلیم (سلام الله علیه) عرض می‌کند ما وارد آن منطقه نمی‌شویم، مگر اینکه این عمالقه بیرون بروند «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ» (2) که اگر آن‌ها بیرون رفتند، ما وارد آن منطقه می‌شویم.

  • همایون سلحشور فرد

246

 

اختصاصی به حوزه و دانشگاه که ندارد؛ یک انسان اگر بخواهد بفهمد «مشروح الصدر» شد یا نه، این قرآن در درون قلب او تابید و این قلب را باز کرد یا نه، راه آن چیست؟

وقتی ابن مسعود از وجود مبارک حضرت سؤال کرد، فرمود: علامت شرح صدر این است: «التَّجافِی عَنْ دارِ الغُرُورِ وَالْإِنابَةَ اِلی‏ دارِ الْخُلُودِ وَالْإِسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نزول الموت» (۱) این سه نشانه و علامت شرح صدر است.

یکی اینکه انسان از دار غرور تجافی کند. «تجافی»؛ یعنی جا خالی کردن و آماده برخاستن.

ببینید وقتی که میوه‌های درخت پایین افتاد، میوه‌شناس آن سالم‌ها را انتخاب می کنند، کرم‌زده‌ها را رها می‌کند

  • همایون سلحشور فرد

245

 

فرمود خاصیت قرآن این است که «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» اما «وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا» (1).

 

این طور نیست که اگر کسی «نبذوا کتاب الله وراء ظهورهم» قرآن کاری به آنها نداشته باشد، بلکه قرآن آن تاریک را تاریک تر می کند، برای کسی که «فی قُلوبِهِم مَرَضٌ» است «فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا» (2) می کنند.

 

الآن این میوه شیرین و شاداب برای انسان سالم، سودمند است، او را نمو می دهد، پرورش می دهد و مانند آن؛ ولی برای کسی که دستگاه گوارش او زخمی است، این میوه را هر چه بخواهد مصرف کنند، چون هضم نمی کند این میوه، درد او را اضافه می کند، این تقصیر میوه نیست.

  • همایون سلحشور فرد

244

در قرآن فرمود ما حرف ها را بازگو می کنیم، گوش شنوا این ها را تحویل می گیرد «و تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَةٌ» (1)...

فرمود هر کس هر جا می رود، باید ظرف و وعائی همراه او باشد؛ ما این ظرف را دادیم، اما شما این ظرف ها را با چیز دیگر پر گردید.

انسان چقدر قصه و چقدر سریال و چقدر روزنامه های باطل و امثال باطل را باید بخواند؟ مگر آدم هر چیزی را می خواند؟ هر قصه ای را می خواند؟ هر کتابی را می خواند؟.

شما شرح حال این بزرگان را مطالعه کنید؛ نذر برای ما رایج است، قسم برای ما رایج است، اما عهد در بین ما مرسوم نیست؛ این «رسالة العهد» را بسیاری از بزرگان نوشتند ... خیلی از بزرگان عهد کردند که قصه نخوانند، کتاب های غیر علمی نخوانند، حرف های غیر علمی نزنند، حرف های غیر علمی را گوش ندهند.

مگر ظرفیت ما چقدر است؟ اگر انسان قصه گوش بدهد، مدام سریال ببیند، مدام روزنامه های باطل بخواند، این جام پر می شود.

فرمود آدم وقت خود را برای حرف غیر علمی تلف می کند « و تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَةٌ» ...

  • همایون سلحشور فرد