وبلاگ شخصی همایون سلحشور فرد

این وبلاگ تجمیع وبلاگ های جداگانه قبلی ام است

وبلاگ شخصی همایون سلحشور فرد

این وبلاگ تجمیع وبلاگ های جداگانه قبلی ام است

بایگانی

سرّ طرح قصّه ابلیس در چند سوره برای این است که مهم‌ترین مشکل جامعه بشری همان حرص، تکبّر و مانند اینهاست که جامعه را از پا درمی‌آورد.

دروغ گفتن،حسد داشتن،متکبّر بودن،هوا و هوس‌محور بودن، اینها جامعه را واقعاً از پا درمی‌آورد.

فقر و نداری تا اندازه‌ای انسان را متزلزل می‌کند، اما جامعه بر اساس دروغ و خلاف بر پا نمی‌ماند؛ لذا قصّه ابلیس را که مسأله تکبّر و حسد دامن گیر او بود، هر از چند گاهی به مناسبت‌هایی ذکر می‌شود ...

  • همایون سلحشور فرد

نمی‌شود گفت که کمیل(رضوان الله علیه) دارای قُرب فرائض بود قُرب نوافل بود.

کسی که دارای قُرب نوافل است ولیّ عصر او را تقبیح نمی‌کند، کسی که دارای قُرب فرائض است حافظ خون مردم است، حافظ مال مردم است، حافظ امنیت مردم است و حافظ استقلال مردم است ...

بنابراین او یک آدم خوبی بود، منتها مدیر و مدبّر نبود.

نقل دعای «کمیل» معنایش این نیست که به مقام قُرب فرائض رسید ... ما از کجا ثابت کنیم که او دارای قُرب فرائض است؟ از کجا ثابت کنیم او دارای قُرب نوافل است؟ با احتمال که نمی‌شود گفت این قُرب فرائض و نوافل دارد.

نصّی است از ولیّ خدا و امام زمانش که می‌گوید تو این کار بد را انجام دادی و تو پلی برای غارتگران شدی؛ حالا حضرت توبیخ دیگری نکرد، حرف دیگر است.

مستحضرید تمامِ نامه این نیست، آنچه که در نهج‌البلاغه آمده است بخشی از نامه‌های وجود مبارک حضرت امیر است.

غرض این است که با وجود آن دعا نمی‌شود گفت که او شاید قُرب فرائض داشت، با شاید و باید و مانند آن قرب فرائض و قرب نوافل ثابت نمی?شود. ..

بله، دعا یادش داد و خیلی از چیزها یاد دیگران دادند، اما معنایش این نیست که دارای قُرب نوافل است.

گاهی ممکن است انسان در زمان «هُدنه» و آرامش اهل نیایش باشد، اما وقتی که امتحان الهی پیش آمد، جان مردم، مال مردم، خون مردم، تدبیر برای مردم و مدیریت مردم پیش آمد، نتواند اداره کند.

افراد دیگری هم بودند که حضرت امیر فرمود خوبی پدرت باعث شد که من به تو کار دادم، وگرنه تو که شایسته این کارها نبودی. (1)

غرض این است که اثبات اینکه فلان شخص دارای قُرب نوافل یا فرائض هست کار آسانی نیست ...

پرسش: بالأخره حضرت به کمیل فقط گفت در راه من به شهادت می رسی؟ اینکه واقع شد.

پاسخ: نه، دو حرف است و همه شهدا که یکسان نیستند؛ همان طور که همه انبیا یکسان نیستند، همه مرسلین یکسان نیستند، «لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلی بَعْضٍ» (2) یک، «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ» (3) دو.

اولیای الهی، شهدا، صدّیقین و صالحان هم این‌‌چنین هستند و اینها هم درجاتی دارند، اما این‌طور نیست که حالا کسی که به تعبیر حضرت امیر(سلام الله علیه) پلی بشود که رهزن ها بیایند خون مردم را بریزند، بگوییم این شخص از قرب نوافل یا فرائض برخوردار بود، این چنین نیست ...

مدیریت او ضعیف بود ... یا ضعف در اراده بود یا ضعف در تدبیر بود، بالأخره یا ضعف علمی بود، ضعف سیاسی بود.

تو نباید پیش?بینی می‌کردی؟! تو باید چهار تا «عین» می‌داشتی راه‌بین می‌داشتی، همین طور خوابیدی؟! آنها هم آمدند زدند، بردند و کشتند.

مگر آدم با اینکه دشمن دارد همین طور شب می‌خوابد؟!

خدا ـ ان‌شاء‌الله ـ نظام را حفظ کند!

«والحمد لله رب العالمین»

پی نوشت ها:

1- نهج البلاغه, نامه71

2- سوره اسراء, آیه55

3- سوره بقره, آیه253

درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 41 الی 44

متن کامل جلسه

صوت کامل جلسه

لینک در وبلاگ کشکول حکمت

لینک در کانال تلگرامی کشکول حکمت

  • همایون سلحشور فرد

ائمه کفر واقعاً دو کار انجام می دهند: تحریک می‌کنند، تبلیغ سوء می‌کنند و جلوی تبلیغ انبیاء را می‌گیرند.

این فضای مجازی هم الآن همین کار را می‌کند.

این فضای مجازی در اثر تحریک قوا و شهوات و مانند آن و تبلیغ سوء، راه مسجدها را بستند (یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ) و راه فساد را باز کردند، کار ائمه کفر این است.

وگرنه اگر راه انبیا باز بود، راه مسجدها باز بود، امکانات «علی السویه» بود، بودجه «علی السویه» بود، راه ازدواج «علی السویه» بود و راه اقتصاد مقاومتی «علی السویه» بود، ما دیگر معتادی نداشتیم، ما فقیری نداشتیم و ما بیکار نداشتیم تا این مشکلات دامن گیرمان شود.

امّا همه اینها راه ها را بستند (یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ) و آن راه فساد را باز گذاشتند و اینها آلوده شدند؛ لذا دو کار و دو گناه کردند.

درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 41 الی 44

متن کامل جلسه

صوت کامل جلسه

لینک در وبلاگ کشکول حکمت

لینک در کانال تلگرامی کشکول حکمت

  • همایون سلحشور فرد

سی سال قبل خبری از سلفی و استوری و این ها نبود اما لحظاتی که در چنین روزی در کابین آمبولانس در همین زاویه دو ساعتی کنار تابوت مهمان محله مان، شهید بهزاد مفتوحی نشسته بودم، به خوبی در خاطره ام ثبت شده است.(1)

آن روز فکر می کردم که ای کاش می شد هر سال در همین روز، همین مسیر را طی کنم و تجدید عهد کنم، اما حالا پانزده سالی هست که هر روز برای رسیدن به گلخانه عطرآگین، مشرف بر گلزار شهدای بهشت زهرا (سلام الله علیها) می شوم.

امروز هم بر سر مزارش نه سلفی می گیرم و نه استوری می گذارم، اما می نویسم تا این لحظات ثبت شود.

  • همایون سلحشور فرد

تدبیر سلامت/44- اثبات کارآمدی طب اسلامی/8- پاسخ به سؤالات (درمان افزایش تری گلیریسید و ...)+صوت

?سخنران: دکتر سیدسعید اسماعیلی صابر، مدیر گروه طب سنتی دانشگاه شاهد

 زمان و مکان: 14 بهمن ماه 1396- مسجد دانشگاه 

بحثی که ما خدمت دوستان داشتیم، در رابطه ی با طب از بیماری های سر شروع کردیم و تا پا به صورت اجمال آمدیم و تک تک بیماری ها را با توجّه به وقت و حوصله ی جلسه بر مبنای طب اسلامی -که مبتنی بر رعایت مسائل معده و خوراک و سردی و گرمی بود- توضیح دادیم.

پیشنهاد دادند که چون ممکن است در ذهن دوستان شرکت کننده در جلسه سؤالاتی باشد، در حد همان دو سه دقیقه پاسخ دهیم .


سؤال1- در رابطه با افزایش تری گلیریسید:

  • همایون سلحشور فرد

امسال 30 سال از سال 67 می گذرد.

قبلا گفتم که سال 67 بر حسب یک اتّفاق ساده، در مراسم تشییع یک شهید در محلّه مان، عقب کابین آمبولانس‌ نشستم و تا بهشت زهرا (سلام الله علیها) کنار تابوت آن شهید بودم و برای اولین بار بود که یک جنازه می دیدم، آن هم پیکر مطهر یک شهید (*)

پس از آن همواره دغدغه داشتم چطور باید راه این شهداء را ادامه دهیم و سپس با نزدیک شدن به سن قانونی تصمیم گرفتم به جبهه بروم که جنگ تمام شد.

اما جنگ برای من تمام نشده بود و به تعبیر شهید آوینی «شاید جنگ پایان یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت ».

  • همایون سلحشور فرد

شما می‌بینید دین اعتکافی در مسجد دارد که همه ما می‌شناسیم، «مرابطه»‌ای دارد که اعتکاف در مرز است و آن را کمتر می‌شناسیم، برای اینکه کمتر آن کار را کردیم و کمتر کسی توفیق پیدا می?کند که حداقل سه روز و حداکثر چهل روز برود مرزداری کند.

مسجد چون آمدنش رایگان است جا پیدا نمی‌شود؛ اما مرزداری هم همین اعتکاف است، منتها در اعتکاف می‌گویند روزه بگیر و بخواب و در آن?جا می‌گویند نخواب که مبادا اسیر شوی... آن?جا مشتری ندارد، اما مسجد چهارده هزار، پانزده هزار، شانزده هزار، چون کار رایجی است و ارزان است، مشتری دارد.

مرزداری (مرابطه) اعتکاف سه روزه است، یعنی کمتر از سه روز مشروع نیست؛ یک وقت است کسی سرباز است، به او می‌گویند یک روز بمان یا دو روز پُست بده که حرف دیگری است؛ اما بخواهد این مستحبّ دینی را عمل کند، این قصد دارد، مستحب است، حساب و کتاب خاصّ خودش را دارد که باید بگوید من قصد «مرابطه» کردم، نیّت «مرابطه» کردم «لله سبحانه و تعالی»؛ ... این یک امر عبادی است...

  • همایون سلحشور فرد

تنها مشکل امروز جهان این است که نمی‌داند این قدرت را در چه راه صرف کند، همه تلاش و کوشش آنها این است که بگویند «قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی» (1) و الآن هم که می‌بینید دم از دموکراسی می‌زنند، برای این است که دست همه اینها روی ماشه بمب اتم است؛ از بس اینها آدم کشتند خسته شدند!

چند بار به عرضتان رسید، جنگ جهانی اول و دوم را همین‌ها راه‌اندازی کردند و در ظرف یک قرن بیش از هفتاد هشتاد میلیون نفر را اینها کشتند که الآن آمدند دم از دموکراسی و آزادی و امنیت می‌زنند، از بس کُشتند خسته شدند و منتظر هستند که راه نجاتی باشد و آن راه نجات اسلام است.

اسلام می‌گوید اگر قدرت داشتی که معدن مِس مثل آب روان در اختیارت باشد، از این ظرف بساز نه شمشیر!

  • همایون سلحشور فرد

درباره انسان، محدوده او را از لحاظ درون‌ مرزبندی کرده است؛ محدوده او را از نظر برون‌مرزی مشخص کرد و گفت انسان این است، اگر از این محدوده بیرون رفت «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (2)

این تحقیر و سبّ و لعن نیست، این تحقیق است؛ می‌فرماید اگر کسی از این محدوده? درون‌مرزی انسان را که ما گفتیم بیرون رفت و از محدوده? برون‌مرزی انسان را که ما تبیین کردیم بیرون رفت، این واقعاً حیوان است.

نه اینکه بخواهد بد بگوید، می‌فرماید سه راه دارد:

1- یا چشم باطن پیدا کن؛ نظیر صحنه عرفات که وجود مبارک امام سجاد و امام باقر (سلام الله علیهما) آن صحنه?ها را به اصحابشان نشان دادند (2و3)، درون افراد را هم‌اکنون ببین.

2- یا به حرف معصومان اکتفا کن که اینها می‌گویند واقعاً «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ»

  • همایون سلحشور فرد

سلامت و سبک زندگی/11

امام رضا (علیه السّلام) در حدیثی به مذمّت 7 دسته از افراد می پردازند که خودشان را مسخره کرده اند؛ اولین گروه از این افراد، کسانی هستند که از خدا توفیق می طلبند و کوششی نمی کند (1).

بدتر از این افراد می توانند کسانی باشند که نه تنها تلاشی جهت کسب توفیق مورد نظر خود نمی کنند، بلکه در جهت مخالف الزامات آن توفیق عمل می کنند که در یکی از بخش های قبلی به نقد افرادی پرداختیم که برای شفای مریضی خود و دیگران دست به دعا برمی دارند و در عین حال، حاضر به اصلاح سبک زندگی بیماری زای خود نیستند (2).

امّا باز هم بدتر از این افراد می توانند کسانی باشند که متوّلی اداره بخشی از جامعه هستند و باید مروّج سبک زندگی سالم باشند، امّا به وظیفه خود در این زمینه عمل نمی کنند.

  • همایون سلحشور فرد